تبليغاتX
غزل - دی ماه میرسد تو ولی دیر میکنی!

انقلاب

از عشق ما فقط غم و يك شيشه شراب

يك شعر عاشقانه  و سيگار و يك كتاب

جا مانده روي صندلي رنگ رفته اي

جا مانده در مسير قدم هات -انقلاب-

دي  ماه ميرسد تو ولي دير ميكني

در من پر است صد غم و اندوه بي جواب

بر روي بيت بيت لبت برف امده است

اري دوبيتي است لبان پر التهاب

اينجا درخت هست پرستو و ماه هست

اما بدون تو چه كند شاعر خراب؟

لعنت به بادهاي شمالي كه رفته اند

هر شب غم مرا به كجا مي برد شراب؟

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 19:52 توسط محمد واعظی |