پادشاه فصل ها پایــــــــــــــــــــیز
خزان با تمام بی رحمی اش بر درختان می تازد .عریانش می کند.برهنه ماندن در مسیر بادهای شمالی انقدر حزن انگیز و ماندگار است که فقط نشئه غزلی از شمس می تواند نوشداروی ان باشد.غزلی که اتش بزند خاکستر کند و از نو ادمی بیافریند .من تمام مسیرهای بادهای شمالی را کمین کرده ام تا در فرصتی غافلگیرش کنم .
تو روزنامه صبحی من از تو باخبرم
خبر شدی و نشستی درون چشم ترم
هرات،مشهد و تهران مسیر عشق و غم اند
برای دیدن تو سالهاست در بدرم
تو در مسیر اتوبان ،دوشاخه گل در دست ـ
ـ نشسته ام که بیایی عزیز نو سفرم
پرنده ها که پریدند ماه تنها شد
دو بید چشم به راهت نشسته پشت درم
دو بید خاطره نوجوانی من و توست
شگوفه های لبانت که داد بال و پرم
مسیرها شبانه پیاده رفتن ها
و خاطرات تو گل کرده اند در نظرم
تو روزنامه صبحی من از تو با خبرم
خبرشدی و نشستی درون چشم ترم
