تبليغاتX
غزل
امروز هفدهم فروردین است.دوستان در این مدت از همه چیز و همه جا چون تخته پاره هایی به هم رسیدند.

بهار هرچند شور و مستی می اورد  اما ادمی پابند ذهن خود است و گاها قدرت های بیرونی نمی توانند بر درونیات اش تاثیر زیادی بگذارند . انسان نسبت به گذشته اش همیشه با حسرت می نگرد.این نگاه حسرت بار را ایزیا برلین چنین تبیین می کند( ایزیا برلین فیلسوف روسی که سالها در اکسفورد  به سر برد .)او معتقد است که ادم ذاتا نوستالوژیست است .هر عمل ادم یک انتخاب است و این انتخاب از بین چندیدن انتخاب برابر صورت می گیرد.بعد از مدتی بر اثر عدم انتخاب دیگری دچار حسرت می شود .این نه به معنای بهتر بودن یکی بر دیگری است بلکه به معنای میل انسان به تجربه امور جدید و انتخاب های فراوان است.در واقع انسان همیشه نسبت به گذشته اش با حسرت می نگرد و این امری است که برای همه صدق می کند.

بهار با تمام زیبایی هایش گاه می تواند با دنیایی از اندوه توام باشد که در ذهن ادمی جا خوش کرده است.

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 13:26 توسط محمد واعظی |